استقبال بي نظير از بخشودگي‌هاي اضافه خدمت

 رئیس سازمان وظیفه عمومی امروز صحبتهایی داشت که بخش مورد توجه همین عنوانی است که تیتر کرده ایم ، ایشان به نقل از تابناک اظهار داشتند :

"رييس سازمان وظيفه عمومي ناجا استقبال شهروندان از بخشودگي‌هاي اضافه خدمت را بسيار عالي ارزيابي كرد  و گفت: خودمان نيز پيش‌بيني نمي‌كرديم كه چنين استقبالي از طرح بخشودگي‌هاي اضافه خدمت كه مهلت آن تا سوم خرداد سال جاري است به عمل آيد چرا كه پيش‌بيني‌هاي ما بر اين بود كه در ماه‌هاي اوليه امسال  با توجه به قانون جديد وظيفه عمومي با كاهش نيرو مواجه شويم " .

اگر نگاهی کوتاه به صحبتهای سردار در خصوص این استقبال کنیم ، سوالات بسیاری بوجود می آید که جا دارد به آن پرداخته شود ، اول اینکه ایشان این استقبال را بسیار عالی ارزیابی کرده اند و بیش از انتظارشان ، سوال اینجاست که ایشان چه برنامه ای داشتند قبل از اعمال بخشودگی جهت برخورد با مشمولان غایب و  با توجه به عالی بودن این استقبال برنامه ایشان در برخورد با مشمولان غایبی که خود را معرفی نکرده اند در آینده نزدیک چیست ؟ دوم اینکه ایشان پیش بینی داشتند که با کاهش نیرو مواجه باشند که ظاهرا با اعلام خرسندی ایشان از استقبال ، این اتفاق نیفتاده است ، حال آیا این فقط پیشبینی کاهش بوده است و یا کمبود رو هم شامل میشده ؟ و اکنون که با توجه به استقبالی که میفرمایند این کاهش و یا کمبود نخواهد بود آیا تشدید برخورد با مشمولان غایب میتواند راهکار مناسبی باشد ؟ و اصولا راهکار حل چه مشکلی ؟ وقتی میگویند بخشودگی اعمال کردیم و استقبال عالی بوده است ، آیا میتوان با سرباز گیری در ماههای آتی استقبال را عالی تر نمود و مشکلات کشور را کاهش داد ؟

نکته دیگر اینکه اشاره به استقبال عالی و بیش از انتظار شده است ولی عنوان نشده که چقدر انتظار بود و این چند درصد از مشمولین غایب را تشکیل میداد و حال چند درصد از مشمولین غایب و به چه تعداد از بخشودگی ها استقبال کرده اند ، بدیهی است اگر یکصد و پنجاه هزار نفر مشمول غایب در این 3 ماه مراجعه کرده باشند ، بنا به ادعای مسئولین نظام وظیفه از تعداد مشمولین غایب ، این در حدود 30 درصد میشود که نسبتا بالا است ولی اگر تعداد مشمولین غایب را 3 میلیون در نظر بگیریم ، این میشود تنها 5 درصد از مشمولین غایب که مقدار چشمگیری نیست .

سوال دیگر اینکه چرا پیشبینی میکردند با قانون جدید وظیفه عمومی با کاهش نیرو مواجه خواهند شد ؟ چه مشکلی در قانون جدید بوده است ؟ آیا معافیت ها زیاد شده و یا قانونگذار قانونی را بخطا مصوب کرده که چنین پیشبینی نظام وظیفه داشته است ؟

نکته بعدی افزایش مدت خدمت وظیفه عمومی به 21 ماه است ، تا چند ماه قبل هم که مشمولین غایب اگر مراجعه میکردند 18 ماه خدمت + 3 ماه اضافه خدمت را داشتند که با 21 ماه خدمت فعلی تفاوتی برایشان نداشته است و تازه احتمال اینکه از بخشودگی اضافه خدمت در حین خدمت هم بهره مند شوند برایشان بود ، حالا چطور شده که با وجود افزایش دوره خدمت این استقبال صورت گرفته است ؟

و سوال آخر اینکه تناسب سنی مراجعه مشمولین غایب به چه صورتی بوده است ، چه تعدادی در محدوده سنین 19 تا 23 بوده اند و چه تعدادی از 23 تا سن 28 سال و چه تعداد از 28  تا سن 33 و نهایتا چه تعداد مشمول بالای 33 سال بوده اند که از این بخشودگی ها  استقبال کرده اند .

این سوالاتی که مطرح است خیلی ساده هستند و در زمره سوالاتی نیستند که مسئولین نظام وظیفه  آن را اطلاعات نظامی تلقی نمایند ، و تنها پرداختن و پاسخ گفتن به آن سبب مقید شدنشان به حل مشکلات و ضعفهای موجود میباشد ، البته اگر قرار به این باشد که یک خط مشی بدون در نظر گرفتن درست و نادرست بودن آن دنبال شود بهترین راه همین طفره رفتن از پاسخ به سوالاتی است که اشکالات عملکرد موجود را نمایان میکند و مسئولین نظامی آنگاه ناگزیر به پاسخ به عملکرد خود خواهند بود .  

قانون جدید سربازی لگد مجلس بود یا بفرما ؟!

 مجلس هشتم که آخرین روزهایش را میگذراند ، پس از 3 سال قانون جدید نظام وظیفه را تصویب کرد ، قانونی که تقریبا هیچ چیز مهمی نداشت ، صرافا یکی دو جا نظام وظیفه و دولت را موظف مخیر  کرده بود که اگر دلشان خواست به وضعیت سربازان رسیدگی بیشتر کنند و از طرف دیگر تشدید برخورد با مشمولین غایب را تصویب کرده بود که حتی در زمان جنگ تحمیلی هم چنین چیزی بی سابقه بوده است و چنین تنبیه سختی برای مشمولین غایب درنظر گرفته نشده بود . اینکه مجلس هشتم از سر هوس و یا اتفاق این قوانین را تصویب کرده است و یا عامدانه،  موضوعی است که نیازمند کنکاش است ولی فرض را میگذاریم که ورود نمایندگان به موضوع قانون سربازی برای کسب نتیجه ای بوده است ، ولی این نتیجه و این قانون واقعا چه بوده ؟ آنچه از ظاهر مشخص است هر چه است به زیان مشمولین غایب است و بفرما است به مسئولین نظامی که هر چه خواهند با مشمولین غایب انجام بدهند  ولی در نگاه دیگر ستاد کل و سازمان وظیفه عمومی با لگدی از سوی مجلس وارد گودی شده اند که پیروزی در آن نیست ، مشمولین غایب برای ستاد کل در حکم آب است ولی تعارف لیوان آب با پرت شدن در استخر آب تفاوت بسیار دارد ، ستاد کل در بهترین شرایط بتواند ظرفیت سازی کند و تعداد پذیرش سرباز را به 500 هزار در سال برساند ، حداقل 400 هزار تای آن که مشمولین سالانه هستند که بخدمت احضار میشوند و عذر قانونی هم ندارند ، میماند یکصد هزار نفر فضا که امکان داشته باشد برای جذب مشمولین غایب ظرفیت سازی شود . این در حالی است که به اظهار خود مسئولین مربوطه 500 هزار مشمول غایب داریم که البته براورد ما 3 میلیون میباشد ، حال در نظر بگیریم تا سال آینده  یکصد هزار نفر مشمول غایب هم بخدمت اعزام شدند  و مشمول غایب جدیدی هم نداشتیم ، یعنی سال آینده خرداد ماه مسئولین نظامی حداقل باید اقرار به وجود 400 هزار مشمول غایبی داشته باشند که در آن وقت دارای جرم نظامی فرار از خدمت میباشند ، این تعداد بر اساس براورد ما کمتر از دو میلیون و نهصد هزار نفر نخواهد بود . از طرفی جرم فرار از خدمت ، جرمی ساده محسوب نمیشود که از آن بشود به آسانی گذر کرد ، نتیجه چه میشود ؟ به نظام وظیفه میگویند دستگیر کن و سرباز گیری انجام بده ، ظرفیت نخواهد داشت . زندان هم برای این تعداد وجود ندارد ، زندان هم بود هزینه داشت و از طرفی عرف جامعه این موضوع را پسندیده نمیداند که فردی به سربازی نرفته باشد و زندانی شود ، ستاد کل هم که نمیتواند برای یک یا دو سال ظرفیت سرباز وظیفه را چند برابر کند و دوباره کاهش دهد ، خلاصه مجلس قانونی را تصویب کرده است که خواسته و یا ناخواسته مسئولین نظامی را با بحرانی روبرو میکند که خارج شدن از آن بدون راهکاری نظیر معافیت سنی که لااقل بخشی از مشمولین غایب را معاف میکند و باعث فراغ بال ستاد کل میشود نخواهد بود . فلذا بیشتر از اینکه مشمولین سنین بالا نگران قانون تشدید برخورد با مشمولین غایب باشند ، این ستاد کل و نظام وظیفه است که نگران خواهد بود ، اگر بگیرد و به سربازی ببرد آنها را که نه گنجایش آن را دارد و نه این سربازان میانسال برایش کارامد هستند ، اگر هم نکند که باید پاسخگوی بی لیاقتی در برخورد با خیل کثیری از مجرمین باشد ، مجرمینی که بدون انجام عمل خلاف و ناپسند بموجب قانون مجرم شده اند .  

آیا قانون برخورد با مشمولین غایب برای همه خواهد بود ؟!

تنها 10 روز دیگر به اتمام مهلت تعیین شده برای مشمولین غایب باقی است تا خود را جهت انجام خدمت نظام وظیفه معرفی کنند ، اینکه چه تعداد مشمول غایب خود معرف طی این مهلت 3 ماهه داشته ایم سوالی است که نظام وظیفه میتواند طی هفته های آتی به آن پاسخ دهد منتها بنظر نمی آید که چنین اقدامی کند ، حدود 600 مرکز پلیس +10 در کشور است و اگر طی مهلت مقرر روزی بطور متوسط 4 نفر مشمول غایب جهت اعزام اقدام میکردند این میشد چیزی در محدوده 250 هزار نفر یعنی نزدیک به 10 درصد آنچه براورد ما از تعداد مشمولین غایب است و نزدیک به نیمی از آنچه ستاد کل و نظام وظیفه مدعی هستند که مشمول غایب در کشور داریم ، منتها بسیار بعید است حتی 4 مورد سرانه متوسط مراجعه مشمولین غایب به مراکز پلیس +10 در هفته بوده باشد ، البته فرصت خیلی خوبی بود برای برخی از مشمولین که در اوایل دوران غیبت به سر میبرند ، خیلی خوب بود که ستاد کل این افزایش 3 ماهه را اکنون اعمال نمیکرد و اعلام میکرد که برای مشمولین اعزامی از سال 92 این امر صورت خواهد گرفت و باعث تشویق عده ای از مشمولین غایب میشد که آمادگی نسبی برای اعزام بخدمت وظیفه را داشتند ، در هر حال افزایش طول دوره مثل گران کردن قیمت اجناس میماند ، عده ای با افزایش قیمت از خرید پشیمان میشوند و با وجود نیاز آن را کنار میگذارند . در این بین آن تاجری موفقتر است که قیمتی ارائه دهد که هم جنسش به بهترین نحو عرضه شود و هم اینکه به بالاترین قیمت . حالا دوستان ما مثل بعضی جاها هستند که تخفیف 20 درصدی را بصورت پارچه نویس قرار میدهند و از طرفی قیمت را افزایش میدهند ، حالا برای کسبه دستگاههای نظارتی نظیر اصناف و .. وجود دارد . ولی چون نظامیان اصولا زور دارند نیازی نیست که نظارتی بر آنها اعمال شود ، آدم زور دار که خلاف نمیکنه ، بکنه هم نوش جونش ، زورش رو داره ، زور مندی هستی و زور گویی .. حرفی هست ؟؟

به هر تقدیر 3 خرداد آخرین مهلت است و بعد از آن مشمولین غایب دوباره مشمول مجازاتها خواهند شد ، آن هم مجازاتهایی به مراتب سنگینتر از گذشته ، سربازی که 21 ماه است و 3 ماه اضافه خدمت و بعد از پایان تابستان این میشود 6 ماه اضافه خدمت و سال بعد از آن هم میشود مشمول فراری که اگر به سربازی برود 27 ماه خدمت برایش بریده شده است ، خیلی سخت بنظر میرسد و این شرایطی را بوجود می آورد که مشمولین غایب بخصوص آنها که سن بالا دارند با خیال راحت پا دراز میکنند و میگویند ما به سربازی نمیرویم حتی اگر معافیت ما موکول به 50 سالگی شود ، از طرفی با دستگیری این مشمولین هم کاری سامان پیدا نمیکند ، فرض که دستگیر شدند به خدمت هم اعزام شدند ، بالاخره یک مرخصی ناچارند به این سرباز بدهند ، میرود مرخصی و برنمیگردد ، البته ستاد کل میتواند از مجلس بخواهد که تصویب کند مرخصی رفتن سربازان با پرداخت وثیقه امکانپذیر باشد ، این که نمیشود از زندانیان حانواده دار و آبرومند که فقط مخل نظم و زندگی بقیه هستند وثیقه گرفته شود ولی از این سربازان ظالم که در حق بقیه ظلم کرده اند هیچ تضمینی اخذ نگردد ، واقعا نمیشه ، اصلا انصاف نیست !

حالا نکته ای که جالب است نحوه برخورد با مشمولین غایب خواهد بود ، سال گذشته سردار صدرالسادات وعده داد برای ارسال برگه احضار ، ولی گویا قیمت کاغذ افزایش زیادی یافته و ارسال 3 میلیون نامه  را با مشکل روبرو کرده است ، و دیگر ایشان به این موضوع نپرداختند ، البته اینکه با عده ای از مشمولین غایب برخورد میشود ، شکی نداریم ، سالانه ده ها هزار نفر دستگیر میشوند ، وضعیت خدمت آنها بررسی شده ، مدتی بازداشت موقت میشوند و بخدمت اعزام میشوند ، بعد فرار میکنند و بعد سرباز فراری میشوند و داستان این میشود که میبینیم ، منتها این روال من را یاد موضوعی می اندازد که میگویم به شرطی که نه بخودمان بربخورد نه به دوستان نظامی ، موضوع هم داستان حیات وحش است که گاهی فیلمهای مستند آن را میبینم ، مثلا وقتی تمساح به حیواناتی که لب آب آمده اند حمله میکند ، قصد شکار همه را ندارد ، البته معمولا یکی را نشان میکند ولی قصدش شکار همه نمیتواند باشد ، و این قرعه است که جان یک حیوان بیچاره را میگیرد و قانون حیات وحش است ، چون قوانین مدنی اگر حاکم بود بین 2 تا گوزن باید به عدالت برخورد میشد ولی اینطور نیست ، چون تمساح اشتها به یکی دارد و تعداد گاهی بسیار بیشتر است و البته گاهی همان یکی هم دست تمساح را نمیگیرد و همه میگریزند ، حالا بنظر میرسد که این قانون در برخورد با مشمولین غایب حاکم باشد چرا که اشتهای ستاد کل به اندازه خیل مشمولین غایب نیست ، البته در حیات وحش برخی از حیوانات نظیر شیر یک حیوان را شکار میکنند و میخورند و کمتر حیوانات دیگر را بیجهت نفله میکنند ولی برخی نظیر گرگ اگر به یک گله گوسفند حمله کند حتی توان خوردن کامل یکی را هم ندارد ولی ممکن است تعداد زیادی رمه را قربانی نماید .

مشمولین غایب مطالبه حق میکنند نه التماس

 حق کلمه بسیار نیکویی است و نامی است عظیم از خداوند متعال ، این کلمه تداعی کننده بسیاری چیزهاست ، همچنین در زندگی بشر معیاری است که درست و نادرست را از هم منفک میکند ، منتها همواره به درستی شناخته نمیشود ، این چشمه زلالی است که ما انسانها هر یک با کاسه و ظرف خود از آن برداشت میکنیم و طبیعتا ظرف ناپاک نگهداره پاکی نخواهد بود . از اینرو است که همواره اختلاف است بین انسانها در تعیین حق و باطل ، گاهی حسب جهل است که قدرت تشخیص در انسانها نیست و یا دانش کافی برای تعیین آن نمیباشد و گاهی بجهت منفعت است که انسانها وجدان و فطرت پاک را کنار نهاده و معیار حق را خواسته خود قرار میدهند ، اینجاست که نیاز است جامعه سالم با راهکارهایی درست از حق در برابر باطل محافظت نماید که در دنیای کنونی حاکمیت ها هستند که این نقش را ایفا میکنند ، منتها حاکمیت و مردم نیز نسبت به هم حقوقی دارند که میبایست بر اساس آن عمل نموده و پاسخگو باشند ، اینجاست که قانون و قانونگذاری مطرح میشود و باز اینگونه مطرح میشود که این قانون باید از مجموعه برایند عقل جمعی مردم برآید که هیچ کس بنا به نفع شخصی خود حق را تفسیر نکند و اگر اشکالی است لااقل بنا بر جهل باشد و نه بنا به مصلحت . منتها همواره اینطور نیست که این روند صحیح انجام شود و چه بسا که تلفیقی از مصلحت طلبان و جهال تشکیل شوند که قدرتشان بر حق طلبان فزونی داشته باشد و حق به حاشیه رانده شود و تا جایی ادامه یابد که صاحب حق یا احقاق حق را به روز حشر واگذارد و یا حتی خود دچار تردید در محق بودنش شود .

در کشور ما نیز بصورت رسمی قانون است که حدود حق و باطل را معین میکند ، عده ای به نمایندگی از طرف مردم این قانون را وضع میکنند ، عده ای نیز به نمایندگی از مردم مجری آن هستند و در صورت بروز هر گونه اختلاف بین هر شخص و گروهی ، عده ای نیز مسئول رسیدگی به امر قضا هستند . این ساختاری است پسندیده به شرطی که به درستی اجرا شود و قطعا اجرای صحیح به نفع تمام جامعه میباشد منتها اگر بصورت نصفه و نیمه قرار به انجام آن باشد قطعا توجیح پذیر نمیباشد .

در کشور ما در راستای  همین قوانین ، قانون نظام وظیفه میباشد ، این قانون جدا از اینکه آیا دارای اشکالاتی است و یا نیست ، قانونی است که حقی را برای گروهی نسبت به گروه دیگر ایجاد میکند و طبیعتا بر آن اساس میبایست نسبت به آن تمکین شود و یا مستوجب عقوبت . ولی حق همواره یک طرفه نیست که یک نفر و یا یک گروه را متعهد نماید و دیگری را محق بشمارد . قانون سربازی هم از جمله این قوانین است ، ممکن است عده ای بگویند در خصوص مشمولین غایب که اینها میبایست گام اول را بر میداشتند و خود را معرفی میکردند و در جریان سربازی خواستار حقوق قانونی خود میشدند ، که این گفته از چند جنبه دارای اشکال است ، یکی اینکه وقتی کسی یقین داشته باشد که طرف مقابل تعهد خود را عمل نمینماید بصورت طبیعی منطقش به او اجازه نمیدهد که با او وارد تعامل شود و دیگر اینکه حق مشمولین غایب متولد 1361 به قبل بر اساس قانون پایمال شده است ، قانونی که نمایندگان مردم این کشور تصویب کردند و  شورای نگهبان مجلس این کشور تایید کرد و دولت وقت این کشور قانون را ابلاغ کرد ، بر اثر یک بهانه و دروغ اجرای آن متوقف شد و سبب شد که فروش سربازی در سال 1380 متوقف شود ، اینکه چه عده ای در سال 80 سربازی را میخریدند مطرح نیست ، این تنها مطرح میباشد که قانون برای متولدین تا پایان سال 1361 امکان خرید سربازی را گذاشته بود و تمامی متولدین تا پایان این سال میتوانند مدعی حقی باشند که آن روز میتوانستند از آن استفاده کنند ، اکنون 11 سال از آن تاریخ میگذرد ، طی این مدت انواع معافیتهای بی پایه و اساس داده شد ، مدت سربازی تا 18 ماه کاهش یافت و طی 11 سال هیچگاه عنوان نشد که کمبود نیرو وجود دارد و منطق هم قبول نمیکند که با وجود کمبود نیرو ، به چند میلیون نفر معافیت داده شود و هم مدت سربازی تا 6 ماه کاهش پیدا کند و از طرفی پذیرفته نیست که در سال 1380 گفته اند مشمول مازاد نداریم تا اینکه بعد از 11 سال مشمول بالای 30 سال بخدمت اعزام شود . این یعنی اینکه تمام مشمولین متولد 1361 به قبل مازاد هایی محسوب میشود که در سال 1380 میتوانستند خرید خدمت انجام دهند ، اینکه کم هستند و یا زیاد اصلا مطرح نیست ، حتی اگر 1 نفر هم باشد باز مازاد سال 1380 تلقی میشود چرا که اگر مازاد نبود و ستاد کل کمبود نیرو داشت ، درایت به خرج نمیداد طرح معافیت چاقی و لاغری بگذارد و ده ها هزار نفر را بی مورد معاف نماید و پس از مدتی آن را بردارد . حال این حق مشمولین غایب است که مجلس ششم زور لازم را برای احقاق آن نداشت و مجلس هفتم و بویژه هشتم ، ابدا کوچکترین توجهی به آن نداشت ، گویی که اینان نماینده مردمی جدید هستند و قانون مجلس ششم مربوط به آنها نمیشود که نسبت به آن غیرت داشته باشند ، و گرنه از تکالیف مجلس است که نسبت به حقوق مردم که اجرای قوانین وضع شده است مصر باشد و حافظ آن باشد ، و از آن بدتر اینکه مجلس جایی صیانت از قانون را به فراموشی سپرده است که حق مردم بر حاکمیت است و مجلس هم خود را نماینده مردم میداند . اینجاست که مشمولین غایب مطالبه حق خود را دارند ، اینکه گاهی مشمولین غایب با ملاطفت صحبت میکنند و نظر در خصوص عفو میدهند نه برای این است که محق نیستند ، بلکه از این باب است که قدرت احقاق حق را ندارند ، این همانند این است که مال و ثروت شما در ید غیر باشد و قدرتی در کف نداشته باشید برای ستاندن آن و توسل به خواهش و مذاکره نمایید که گفته اند : عنان مال خودت را به دست غیر مده که مال خود طلبیدن کم از گدایی نیست .

به هر حال،     گاهی عنان نداده ، عنان از کفم ربود      آن دلکشی که جان من از او ستم کشید

                    امید ، دیگری که دل ما طلب کند             یاد خدا و لطف و کمی مرحمت کند

غیبت سربازی ، جرم سازترین قانون کشور

قانون یکی از بهترین ساخته های بشر است که روابط انسانها و نحوه تعاملات و حدود درست و نادرست را در زندگی اجتماعی معین میکند ، قانون بشر که در خصوص آن صحبت میکنیم تفاوتش با قوانین الهی و طبیعی این است که انعطاف پذیر تر است ، این انعطاف در بسیاری موارد به نفع بشر است منتها بیانگر وجود نقصان در آن نیز میباشد ، چرا که اگر نقصان نبود نیازی به انعطاف و تغییر نداشت ، این حاصل دست بشر با یک تعریف ثابت در جوامع مختلف در جزئیات گاها تفاوتهای آشکاری دارد ، تا جایی که در جامعه ای امری نادرست تلقی میشود و در جایی دیگر درست ،، البته بسیاری از قوانین بشر خواسته و ناخواسته از قوانین الهی و فطری اثر گرفته اند ، هیچ کس قتل و سرقت و دروغگویی را نمیتواند تایید کند و آنها هم که به آن مبادرت میکنند ، ابتدا سرپوشی بر آن میگذارند و آنگاه به آن عمل میکنند و یا اینکه با علم بد بودن در خفا به آن میپردازند . به هر تقدیر قانون با آنکه میتواند هر طور وضع شود ، در عمل میبایست چارچوبی را رعایت نماید که ارزش ذاتی خود را از دست ندهد ، برخی از چارچوبهای قانون بدین شرح است :

1. قانون نباید تعدی و ظلم در شرایط یکسان به گروهی و بنفع گروهی دیگر نماید .

2. قانون نباید به ارزشهای پسندیده  اعتقادی ، اخلاقی و انسانی  افراد تعدی کند

3. قانون نمیبایست محدود کننده رشد و تعالی اجتماعی افراد جامعه شود

4. قانون نمیبایست با جرم خواندن هر فعل بدون خطای شرعی و عرفی جرم زا باشد

اینها گوشه ای از چارچوبهای وضع قوانین میتواند باشد ، حال برمیگردیم به قانون خدمت وظیفه عمومی ، قانونی که 3 هفته آینده بصورت اتوماتیک چند میلیون مجرم را طی یک روز ایجاد میکند ، اگر حتی به گفته مسئولین نظام وظیفه و ستاد کل هم اکتفا کنیم ، شاهد ظهور جند صد هزار مجرم طی یک روز خواهیم بود ، با توجه به اینکه اکنون تا 3 خرداد کلیه غیبتها بخشیده شده است و سوم خرداد پایان مهلت مشمولین غایب میباشد ، این یعنی قانون خدمت وظیفه عمومی طی یک روز که اتمام ساعت اداری سوم خرداد سال 91 است صدها هزار مجرم را به عرصه ظهور میرساند . آن هم چنین روزی که برای ما بسیار مهم است ، روزی که بخش مهمی از خاک میهن را از دشمن متجاوز باز پس گرفتیم . برای مهم بودن این روز همین بس است که نگاهی به واکنشهای دولت و مردم نماییم وقتی در مورد نام خلیج فارس و جزایر ایرانی صحبت و ادعایی میشود ، ببینید از ادعا ما مکدر میشویم ، حال روزگاری خرمشهر به دست دشمن افتاده بود و این قطعا بسیار ناگوارتر از ادعا است ، و در نتیجه بازپس گرفتن خاک میهن روز مهمی تلقی میشود و چقدر حیف است که این روز مهم قرار باشد شروعی تلخ برای صدها هزار نفر از مردم این مرز و بوم باشد و چقدر حیف است که قانون بصورتی است که صدها هزار نفر را بدون اینکه ظلمی کرده باشند مجرم قلمداد میکند و آنها را در محرومیت قرار میدهد ، در حالی که مجرمان واقعی خطرناک در جامعه به حقوق مردم تجاوز میکنند و محدودیتی و محرومیتی ندارند و مجریان قانون نیز ترجیح میدهند به جای درگیر کردن خود با مجرمان واقعی که برای جامعه مضر هستند ، نیرو و توان را صرف مواردی آسان و بی خطر نظیر مشمولین غایب نمایند .

غیبت سربازی ، سرکه ای که شراب میشود .

سردار ابراهیم کریمی اخیرا صحبتهایی داشتند که خبرآنلاین آن را 2/2/91 منتشر کرد و  در آن موضوعات مختلف از جمله موضوع غیبت سربازی و سربازان فراری از زبان سردار  مطرح شد ، نگاهی میکنیم به اظهارات سردار :

http://www.khabaronline.ir/Mobile/Detail.aspx?Id=208815

سردار ابراهیم کریمی، با بیان اینکه غیبت با فرار از سربازی متفاوت است، گفت: غیبت برای کسانی است که در موعد مقرر خود را برای انجام سربازی معرفی نمی‌کنند اما فرار برای کسانی اطلاق می‌شود که به خدمت سربازی اعزام و پس از اخذ مرخصی از محل خدمت یا خارج‌شدن از محیط دیگر باز نمی‌گردند.

جانشین سازمان وظیفه عمومی ناجا همچنین درباره شرایط اضافه‌خدمت و مجازات‌های غیبت برای مشمولان در زمان صلح، خاطر نشان کرد در قانون جدید برای غیبت تا سقف سه ماه، سه ماه اضافه خدمت، برای غیبت بیش از سه ماه تا یک سال شش ماه اضافه خدمت و برای افرادی که بیشتر از یک‌سال غیبت داشته‌اند علاوه بر اینکه شش‌ ماه اضافه خدمت تعلق می‌گیرد، فراری محسوب می‌شوند و به جرم آنان در دادگاه رسیدگی می‌شود.

این دو فراز از صحبتهای سردار کریمی بود ، ابتدا تاکید ایشان بر تفاوت غیبت و فرار از خدمت و بعد توضیحات ایشان در خصوص قانون که چگونه غیبت ، فرار تلقی شده و مشمول غایب به دادگاه معرفی میشود . اگر این صحبتها در دو مصاحبه جداگانه بود ، میگفتیم این طبیعی است و این رویه یکی به نعل و یکی به میخ است که دوستان نظامی مدتهاست به آن عمل میکنند ولی اینبار تنها به فاصله چند دقیقه دو موضع گیری متفاوت درخصوص مشمولین غایب از یک مقام نظامی میبینیم ، اگر سردار قصد توضیح قانون را داشتند دیگر معنای آن حرفها که غیبت با فرار تفاوت دارد چیست ، اگر هم حتی قصد این را داشتند که ارشاد کنند که مشمولین غایب از فرصت بهره ببرند وگرنه غیبتشان بر اساس قانون جدید بعد از یکسال میشود فرار از خدمت ، باز نیاز به آن تاکیید اولیه نبود که غیبت با فرار تفاوت دارد ، وقتی عنوان میشود که غیبت با فرار تفاوت دارد و توضیح داده میشود که چرا ، دیگر توجیهی باقی نمیماند برای قانونی که قرار است این تفاوت را بردارد ، البته همواره تبدیل فیزیکی و شیمیایی امکان دارد شکل و یا ماهیت را تغییر دهد ، ولی آیا مشمول غایب با 350 روز غیبت و یا 360 روز غیبت دارای دو ماهیت متفاوت شده اند که دومی فراری محسوب میشود ؟؟ اگر سرکه حلال  ، میشود شراب حرام طی یک فرایند شیمیایی است و ماهیت آن تغییر کرده است ، بو مزه ، طعم و اثرش همه تغییر کرده است ، ولی مشمول غایب چه چیزش تغییر کرده که فراری تلقی شود ؟؟ شاید هم مسئولین نظامی از دیدن تحمل محرومیت های اعمال شده بر مشمولین غایب دچار سنگینی سر و سرمستی میشوند و از اینرو دیگر جایز نمیدانند که به آنها نگاه غایب را داشته باشند . در هر حال ظاهرا غیبت سربازی سرکه ای است که بعد از یکسال شراب میشود ، باید صبر کنیم ببینیم مسئولین میخواهند سرکه ها را نگه دارند که شراب شود و در نهایت بمانند با این حجم شراب طهور و غیر طهور چه کنند و یا اینکه قبل از آن مشکل را حل خواهند کرد .   

چرا مشمول غایب زیاد داریم ؟!

عنوان امروز ما قدری مورد اختلاف است بین ما و دوستانمان در ستاد کل و نظام وظیفه ، منتها دلایل مشهودی است که تعداد زیادی مشمول غایب در کشور هستند ، گمانه زنی ما صحبت از 3 میلیون است و تخمین ستاد کل تنها یک دونگ از آن را که نیم میلیون است رقم میزند . وقتی نگاهی میکنم به یک و دو نسل قبل در خانواده خودمان و وضعیت خدمت نظام وظیفه مردان ،  در دو نسل قبل هیچ یک از پدر بزرگ های من به خدمت سربازی نرفته بودند ، اکثر مردان آن نسل هم که میشناسم یا به خدمت سربازی نرفته بودند و بعد از سنین 25 و 29 سالگی معاف شده بودند و یا اینکه در آغاز دهه 30 از طرح فروش 100 تومانی خدمت سربازی استفاده کرده بودند ، یعنی به واقع از 10 15 نفری که میشناسم و متولد قبل از 1310 هستند تنها 20 درصد آنها بخدمت سربازی رفته بودند ، این تعداد برای متولدین سالهای 1311 تا 1325 که من میشناسم حدود 30 درصد بوده است و برای متولدین سالهای 1326 تا 1350 این تعداد  بالغ بر 75 درصد رقم خورده است ، یعنی حداکثر 25 درصد متولدین سالهای 1326 تا 1350 که من میشناسم شامل معافیت شده اند و یا غیبت کرده اند . این میزان میتواند در خانواده های دیگر تفاوت داشته باشد منتها به هر حال مشت نمونه خروار است ، گمان میکنم در جاهای دیگر هم تفاوت چشمگیر نباشد ، در بین متولدین دهه 50 نیز بیش از 60 درصد متولدین سالهای 1351 تا 1356 که من میشناسم به خدمت سربازی رفته اند ، منتها در بین متولدین سالهای 1357 تا 1372 که من با آنها آشنایی دارم حتی 25 درصد آنها نیز بخدمت سربازی نرفته اند و این در حالی است که حدود 40 درصد آنها از انواع معافیتهای خرید خدمت ، کفالت و پزشکی و ..  بهره برده اند و سایرین نیز غیبت کرده اند . اینکه چه اتفاقی افتاد که انگیزه اعزام بخدمت در بین جوانان دچار تغییری اینچنینی شد بیشتر برمیگردد به اوضاع اجتماعی دهه 70 و آغاز فروش سربازی در نیمه دوم دهه 70 . تا قبل از سال 77  تقریبا اکثر مشمولین بخدمت سربازی میرفتند با این انگیزه که این قانونی است برای همه و دوره ای است که باید همه آن را بگذرانند و راه گریزی از آن نیست ، تعداد معافیت ها هم اینقدر ناچیز بود که مشمولین ،  کمتر کسی را در اطراف خود میدیدند که به خدمت سربازی نرفته باشد ، این بود که رفتن بخدمت سربازی امری عادی تلقی میشد حتی در بین خانواده های ثروتمند که از تمکن مالی خیلی خوب برخوردار بودند ، البته نگاهی هم اگر به جوانان آن نسل که دوران نوجوانی و جوانی را در زمان جنگ سپری کرده اند بیاندازیم ملاحظه میشود که ابدا جوانان آن نسل حتی از خانواده های متمول به شکل جوانان امروزی نبودند ، ادعای کمتری داشتند و اصولا مرد تر پرورش یافته بودند ،، به هر حال فروش سربازی در سال 77 راه جدیدی را باز کرد برای جوانان که به سربازی نروند ، دهه 70 از طرفی آغاز تغییرات اجتماعی و فرهنگی نیز بود که خصوصیات جوانان را تغییر داده بود ، فروش خدمت سربازی پاسخی به نیازی بود که جوانان طبقه متوسط به بالا خواستار آن بودند ، خواسته ای که نزدیک به نظر نمی آمد 3 سالی محقق شد و توقعی را بین متولدین نیمه دوم دهه 50 به بعد و بخصوص آنها که میتوانستند از آن استفاده کنن و برنامه ریزی زندگی را بر مبنای آن گذاشته بودند بوجود آورد ، دیگر این رویا نبود که میشود سربازی نرفت ،، حتما دوستان بخاطر دارند در دهه 60 و حتی نیمه اول دهه 70 اگر پسری بهانه گیر بود و هرچیزی را نمیخورد به او یادآور میشدند که به سربازی میرود و درست میشود ، و پسر هم اگر میگفت به سربازی نمیرود تنها یک خواسته بعید را مطرح میکرد و در سر فکر میکرد که چگونه این دوران را سپری خواهد نمود ، منتها از سال 77 به بعد ورق برگشت ، اصلا کسی به جوان نمیگفت که سربازی درستش میکند ، چرا که جواب را با لبخندی همراه با تمسخر دریافت میکرد ، این خصوصیت مربوط به این نسل است که بعد از ما آمده اند ، به هر حال فروش سربازی از طرفی بخشی از نیازهای جامعه و دولت را پاسخ داد منتها مشکلاتی را هم بوجود آورد این مثل این بود که اتومبیلی برای رسیدن به مکانی  از روی جاده ای که تازه آسفالت شده و آسفالت گرم است عبور نماید و به آسفالت صدمه بزند ، ولی برای رفع این اشتباه ستاد کل اشتباه دیگری کرد و آن توقف فروش سربازی بود و این مثل این بود که باز از همان مسیر به نقطه اول برگشت صورت پذیرفت ، در نتیجه نه تنها اتومبیل به مقصد نرسید بلکه دو بار اثر مخرب بر روی جاده گذاشت و برگشت سر جای اول . حال بگذریم که بعد از آن هم عده ای را از اتومبیل پیاده کردند و گفتند پیاده از روی آسفالت بگذرند و این شد که اکنون میبینیم و سبب شده است که احساس بی عدالتی در مورد قضیه سربازی بسیار بالا باشد ، عده زیادی مشمول غایب داشته باشیم ، انگیزه خدمت سربازی پایین باشد و معضلات بسیار دیگری که شاهد آن هستیم ، شاید اگر در همان سال 77 مدت سربازی کاهش یافته بود این مشکلات پیش نمی آمد ولی مسئولین مربوط با تغییر دائمی مقررات ، چنان بی نظمی را بوجود آوردند که کلمه نظام دیگر جایی در خدمت سربازی ندارد ، فلذا ناچار از مقدس در آن بهره میبریم که جبران مافات نماید .

و آنچه تاسف بار است این است که مسئولین ستاد کل و نظام وظیفه و .. بجای سرزنش خودشان طلایه دار حمله به مشمولین غایب هستند که چرا اینها به خدمت سربازی نمی آیند که البته این امر برای مبری کردن خودشان از مشکلاتی است که مسئول آن هستند ، و اکنون این مشکلات آسیبهای زیادی را به بسیاری وارد کرده است بخصوص نسلی که دستخوش تغییرات بود است و فراموش هم نمیکنیم که چگونه فروش سربازی متوقف شد ، قانونی که در مجلس تصویب شد و شورای نگهبان تایید کرد و دولت به ستاد کل ابلاغ نمود در سال 80 متوقف شد آن هم به علتی که بعدا کذب بودن آن به گواهی اظهارات برخی از همین مسئولین واضح گردید و حال جای برخورد با این بی قانونی انجام شده و استرداد حقوق از دست رفته مشمولین غایب بالای 30 سال ، همچنان محرومیتهای اجتماعی نصیب مشمولین غایبی میشود که حقوق آنها از عدم اجرای قانون پایمال گشته است .