قانون یکی از بهترین ساخته های بشر است که روابط انسانها و نحوه تعاملات و حدود درست و نادرست را در زندگی اجتماعی معین میکند ، قانون بشر که در خصوص آن صحبت میکنیم تفاوتش با قوانین الهی و طبیعی این است که انعطاف پذیر تر است ، این انعطاف در بسیاری موارد به نفع بشر است منتها بیانگر وجود نقصان در آن نیز میباشد ، چرا که اگر نقصان نبود نیازی به انعطاف و تغییر نداشت ، این حاصل دست بشر با یک تعریف ثابت در جوامع مختلف در جزئیات گاها تفاوتهای آشکاری دارد ، تا جایی که در جامعه ای امری نادرست تلقی میشود و در جایی دیگر درست ،، البته بسیاری از قوانین بشر خواسته و ناخواسته از قوانین الهی و فطری اثر گرفته اند ، هیچ کس قتل و سرقت و دروغگویی را نمیتواند تایید کند و آنها هم که به آن مبادرت میکنند ، ابتدا سرپوشی بر آن میگذارند و آنگاه به آن عمل میکنند و یا اینکه با علم بد بودن در خفا به آن میپردازند . به هر تقدیر قانون با آنکه میتواند هر طور وضع شود ، در عمل میبایست چارچوبی را رعایت نماید که ارزش ذاتی خود را از دست ندهد ، برخی از چارچوبهای قانون بدین شرح است :

1. قانون نباید تعدی و ظلم در شرایط یکسان به گروهی و بنفع گروهی دیگر نماید .

2. قانون نباید به ارزشهای پسندیده  اعتقادی ، اخلاقی و انسانی  افراد تعدی کند

3. قانون نمیبایست محدود کننده رشد و تعالی اجتماعی افراد جامعه شود

4. قانون نمیبایست با جرم خواندن هر فعل بدون خطای شرعی و عرفی جرم زا باشد

اینها گوشه ای از چارچوبهای وضع قوانین میتواند باشد ، حال برمیگردیم به قانون خدمت وظیفه عمومی ، قانونی که 3 هفته آینده بصورت اتوماتیک چند میلیون مجرم را طی یک روز ایجاد میکند ، اگر حتی به گفته مسئولین نظام وظیفه و ستاد کل هم اکتفا کنیم ، شاهد ظهور جند صد هزار مجرم طی یک روز خواهیم بود ، با توجه به اینکه اکنون تا 3 خرداد کلیه غیبتها بخشیده شده است و سوم خرداد پایان مهلت مشمولین غایب میباشد ، این یعنی قانون خدمت وظیفه عمومی طی یک روز که اتمام ساعت اداری سوم خرداد سال 91 است صدها هزار مجرم را به عرصه ظهور میرساند . آن هم چنین روزی که برای ما بسیار مهم است ، روزی که بخش مهمی از خاک میهن را از دشمن متجاوز باز پس گرفتیم . برای مهم بودن این روز همین بس است که نگاهی به واکنشهای دولت و مردم نماییم وقتی در مورد نام خلیج فارس و جزایر ایرانی صحبت و ادعایی میشود ، ببینید از ادعا ما مکدر میشویم ، حال روزگاری خرمشهر به دست دشمن افتاده بود و این قطعا بسیار ناگوارتر از ادعا است ، و در نتیجه بازپس گرفتن خاک میهن روز مهمی تلقی میشود و چقدر حیف است که این روز مهم قرار باشد شروعی تلخ برای صدها هزار نفر از مردم این مرز و بوم باشد و چقدر حیف است که قانون بصورتی است که صدها هزار نفر را بدون اینکه ظلمی کرده باشند مجرم قلمداد میکند و آنها را در محرومیت قرار میدهد ، در حالی که مجرمان واقعی خطرناک در جامعه به حقوق مردم تجاوز میکنند و محدودیتی و محرومیتی ندارند و مجریان قانون نیز ترجیح میدهند به جای درگیر کردن خود با مجرمان واقعی که برای جامعه مضر هستند ، نیرو و توان را صرف مواردی آسان و بی خطر نظیر مشمولین غایب نمایند .