عنوان امروز ما قدری مورد اختلاف است بین ما و دوستانمان در ستاد کل و نظام وظیفه ، منتها دلایل مشهودی است که تعداد زیادی مشمول غایب در کشور هستند ، گمانه زنی ما صحبت از 3 میلیون است و تخمین ستاد کل تنها یک دونگ از آن را که نیم میلیون است رقم میزند . وقتی نگاهی میکنم به یک و دو نسل قبل در خانواده خودمان و وضعیت خدمت نظام وظیفه مردان ، در دو نسل قبل هیچ یک از پدر بزرگ های من به خدمت سربازی نرفته بودند ، اکثر مردان آن نسل هم که میشناسم یا به خدمت سربازی نرفته بودند و بعد از سنین 25 و 29 سالگی معاف شده بودند و یا اینکه در آغاز دهه 30 از طرح فروش 100 تومانی خدمت سربازی استفاده کرده بودند ، یعنی به واقع از 10 15 نفری که میشناسم و متولد قبل از 1310 هستند تنها 20 درصد آنها بخدمت سربازی رفته بودند ، این تعداد برای متولدین سالهای 1311 تا 1325 که من میشناسم حدود 30 درصد بوده است و برای متولدین سالهای 1326 تا 1350 این تعداد بالغ بر 75 درصد رقم خورده است ، یعنی حداکثر 25 درصد متولدین سالهای 1326 تا 1350 که من میشناسم شامل معافیت شده اند و یا غیبت کرده اند . این میزان میتواند در خانواده های دیگر تفاوت داشته باشد منتها به هر حال مشت نمونه خروار است ، گمان میکنم در جاهای دیگر هم تفاوت چشمگیر نباشد ، در بین متولدین دهه 50 نیز بیش از 60 درصد متولدین سالهای 1351 تا 1356 که من میشناسم به خدمت سربازی رفته اند ، منتها در بین متولدین سالهای 1357 تا 1372 که من با آنها آشنایی دارم حتی 25 درصد آنها نیز بخدمت سربازی نرفته اند و این در حالی است که حدود 40 درصد آنها از انواع معافیتهای خرید خدمت ، کفالت و پزشکی و .. بهره برده اند و سایرین نیز غیبت کرده اند . اینکه چه اتفاقی افتاد که انگیزه اعزام بخدمت در بین جوانان دچار تغییری اینچنینی شد بیشتر برمیگردد به اوضاع اجتماعی دهه 70 و آغاز فروش سربازی در نیمه دوم دهه 70 . تا قبل از سال 77 تقریبا اکثر مشمولین بخدمت سربازی میرفتند با این انگیزه که این قانونی است برای همه و دوره ای است که باید همه آن را بگذرانند و راه گریزی از آن نیست ، تعداد معافیت ها هم اینقدر ناچیز بود که مشمولین ، کمتر کسی را در اطراف خود میدیدند که به خدمت سربازی نرفته باشد ، این بود که رفتن بخدمت سربازی امری عادی تلقی میشد حتی در بین خانواده های ثروتمند که از تمکن مالی خیلی خوب برخوردار بودند ، البته نگاهی هم اگر به جوانان آن نسل که دوران نوجوانی و جوانی را در زمان جنگ سپری کرده اند بیاندازیم ملاحظه میشود که ابدا جوانان آن نسل حتی از خانواده های متمول به شکل جوانان امروزی نبودند ، ادعای کمتری داشتند و اصولا مرد تر پرورش یافته بودند ،، به هر حال فروش سربازی در سال 77 راه جدیدی را باز کرد برای جوانان که به سربازی نروند ، دهه 70 از طرفی آغاز تغییرات اجتماعی و فرهنگی نیز بود که خصوصیات جوانان را تغییر داده بود ، فروش خدمت سربازی پاسخی به نیازی بود که جوانان طبقه متوسط به بالا خواستار آن بودند ، خواسته ای که نزدیک به نظر نمی آمد 3 سالی محقق شد و توقعی را بین متولدین نیمه دوم دهه 50 به بعد و بخصوص آنها که میتوانستند از آن استفاده کنن و برنامه ریزی زندگی را بر مبنای آن گذاشته بودند بوجود آورد ، دیگر این رویا نبود که میشود سربازی نرفت ،، حتما دوستان بخاطر دارند در دهه 60 و حتی نیمه اول دهه 70 اگر پسری بهانه گیر بود و هرچیزی را نمیخورد به او یادآور میشدند که به سربازی میرود و درست میشود ، و پسر هم اگر میگفت به سربازی نمیرود تنها یک خواسته بعید را مطرح میکرد و در سر فکر میکرد که چگونه این دوران را سپری خواهد نمود ، منتها از سال 77 به بعد ورق برگشت ، اصلا کسی به جوان نمیگفت که سربازی درستش میکند ، چرا که جواب را با لبخندی همراه با تمسخر دریافت میکرد ، این خصوصیت مربوط به این نسل است که بعد از ما آمده اند ، به هر حال فروش سربازی از طرفی بخشی از نیازهای جامعه و دولت را پاسخ داد منتها مشکلاتی را هم بوجود آورد این مثل این بود که اتومبیلی برای رسیدن به مکانی از روی جاده ای که تازه آسفالت شده و آسفالت گرم است عبور نماید و به آسفالت صدمه بزند ، ولی برای رفع این اشتباه ستاد کل اشتباه دیگری کرد و آن توقف فروش سربازی بود و این مثل این بود که باز از همان مسیر به نقطه اول برگشت صورت پذیرفت ، در نتیجه نه تنها اتومبیل به مقصد نرسید بلکه دو بار اثر مخرب بر روی جاده گذاشت و برگشت سر جای اول . حال بگذریم که بعد از آن هم عده ای را از اتومبیل پیاده کردند و گفتند پیاده از روی آسفالت بگذرند و این شد که اکنون میبینیم و سبب شده است که احساس بی عدالتی در مورد قضیه سربازی بسیار بالا باشد ، عده زیادی مشمول غایب داشته باشیم ، انگیزه خدمت سربازی پایین باشد و معضلات بسیار دیگری که شاهد آن هستیم ، شاید اگر در همان سال 77 مدت سربازی کاهش یافته بود این مشکلات پیش نمی آمد ولی مسئولین مربوط با تغییر دائمی مقررات ، چنان بی نظمی را بوجود آوردند که کلمه نظام دیگر جایی در خدمت سربازی ندارد ، فلذا ناچار از مقدس در آن بهره میبریم که جبران مافات نماید .
و آنچه تاسف بار است این است که مسئولین ستاد کل و نظام وظیفه و .. بجای سرزنش خودشان طلایه دار حمله به مشمولین غایب هستند که چرا اینها به خدمت سربازی نمی آیند که البته این امر برای مبری کردن خودشان از مشکلاتی است که مسئول آن هستند ، و اکنون این مشکلات آسیبهای زیادی را به بسیاری وارد کرده است بخصوص نسلی که دستخوش تغییرات بود است و فراموش هم نمیکنیم که چگونه فروش سربازی متوقف شد ، قانونی که در مجلس تصویب شد و شورای نگهبان تایید کرد و دولت به ستاد کل ابلاغ نمود در سال 80 متوقف شد آن هم به علتی که بعدا کذب بودن آن به گواهی اظهارات برخی از همین مسئولین واضح گردید و حال جای برخورد با این بی قانونی انجام شده و استرداد حقوق از دست رفته مشمولین غایب بالای 30 سال ، همچنان محرومیتهای اجتماعی نصیب مشمولین غایبی میشود که حقوق آنها از عدم اجرای قانون پایمال گشته است .